محمد


برای دیگر کاربردهای واژهٔ محمد به صفحهٔ محمد (ابهام‌زدایی) مراجعه کنید.

معراج یا سفر شبانه محمد به آسمانها، سوار بر مرکبش بُراق، در صفحه‌ای از یک نسخه بوستان سعدی متعلق به سال ۱۵۱۴ میلادی (نقاش: نامعلوم، خطاط: سلطان محمد نور بخارا)
معراج یا سفر شبانه محمد به آسمانها، سوار بر مرکبش بُراق، در صفحه‌ای از یک نسخه بوستان سعدی متعلق به سال ۱۵۱۴ میلادی (نقاش: نامعلوم، خطاط: سلطان محمد نور بخارا)

ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم (‎۵۷۰-۶۳۲) بنیانگذار و پیامبر دین اسلام و در نظر مسلمانان، آخرین و بزرگترین پیامبر در سلسله پیامبران خدا می‌باشد. مسلمانان محمد را تحویل دهنده کتاب آسمانی قرآن و بازگرداننده آیین اصلی و تحریف نشده یکتاپرستی (یا همان دین آدم، ابراهیم، موسی، نوح، عیسی و سایر پیامبران پذیرفته شده در اسلام) میدانند.[۱][۲][۳] او همچنین به عنوان یک سیاستمدار، بازرگان، فیلسوف، خطیب، قانون‌گذار، اصلاح‌طلب، فرمانده جنگی، و برای مسلمانان و پیروان برخی مذاهب دیگر مأمور تعلیم فرامین الهی محسوب می‌شود. [۴] به‌عقیده مسلمانان و به تصریح قرآن، محمد قبل از دریافت وحی یا بعثت همچون پدرانش به دین حنیف که آنرا آیین ابراهیم و برمبنای یکتاپرستی میدانند، بوده‌است.[۵]

محمد در سال ۵۲ قبل از هجرت در مکه در عربستان به دنیا آمد. او هنگام طفولیت یتیم شد و تحت سرپرستی عمویش به سن رشد رسید. در دوران جوانی به شغل بازرگانی مشغول بود، و نخستین بار در سن ۲۵ سالگی ازدواج کرد. ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، محمد هر از گاهی مدتی را در یک غار در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تعمق، اندیشه و عبادت سپری می‌کرد. بر اساس اعتقاد مسلمانان، محمد در همین مکان و در سن ۴۰ سالگی از طرف خداوند به پیامبری برگزیده شد و شروع به دریافت وحی یا آیات الهی نمود. پس از سه سال، تبلیغ مخفیانه آیین جدید، او به صورت علنی و عمومی به تبلیغ دعوت خود مبنی بر اینکه «خداوند (الله) یکتاست» و اینکه اسلام، تسلیم کامل به الله، تنها راه (دین)[۶] قابل قبول نزد خداوند است، پرداخت. او همچنین خود را همچون دیگر پیامبران کیش یکتاپرستی، فرستاده خدا معرفی نمود.[۷][۸][۳]

در ابتدا، تعداد اندکی از او پیروی نمودند که با مخالفت برخی قبیله‌های مکه روبرو گشتند. با محمد و پیروانش در مکه با خشونت رفتار می‌شد و او جهت رهایی از آزار و اذیت او و پیروانش به شهر یثرب (که بعدها مدینه‌النبی نامیده شد) در سالی که نخستین سال هجری شمسی و قمری محسوب می‌شود، مهاجرت کرد. در مدینه محمد موفق شد که قبایل در حال جنگ را متحد کرده، و پس از هشت سال جنگ با مکه، به همراه پیروانش که تا آن زمان ده هزار نفر شده بودند مکه را فتح کند. ده سال پس از هجرت و چند ماه پس از بازگشت به مدینه از حج وداعش با پیروان، محمد به بستر بیماری افتاد و درگذشت در حالیکه هنگام مرگ او اکثر شبه‌جزیره عربستان به اسلام گرویده بودند.[۹] آیات یا نشانه‌های خداوند که محمد آنها را به صورت وحی دریافت و تا هنگام مرگش اعلام نمود، قرآن را تشکیل داده و توسط مسلمانان به عنوان «کلام خدا» گرامی داشته می‌شود. بجز قرآن، زندگی محمد (سیره) و روایات از او (سنت) نیز برای مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است. آنان از محمد و دیگر پیامبران اسلام به احترام یاد کرده و همواره با شنیدن یا ادای نام محمد، بر او درود میفرستند.[۱۰]

در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی تنی چند از اندیشمندان و خاورشناسان غربی به بیان پاره ای نظرات انتقادی از پیامبر اسلام پرداخته اند که عموما در تشکیک حقیقت اعتقاد مسلمانان به او و قرآن به عنوان معجزه رسالتش بوده است. بایسته است ضمن بررسی شواهد تاریخی و باور و درک مسلمانان از محمد بعنوان آخرین پیامبر خدا، مطالعه عمیقی از قرآن به عنوان ادعای پیامبری او داشت و پاسخی در خور به این گونه شبهات مطرح شده توسط مسیحیان و مخالفان این دین یافت. در واقع تاریخ نوشته‌هایی که در آن مسیحیان محمد را بعنوان ضد مسیح[۱۱] توصیف می‌کنند، به اوایل قرون وسطی باز می‌گردد به زمانی که خصومت شدیدی مابین مسلمانان و مسیحیان بر سر مالکیت بیت المقدس با عنوان جنگ های صلیبی درگرفته بود.این نوشته ها هنوز هم تا حدودی تصور عمومی غرب را از پیامبر مسلمانان تشکیل می‌دهد،[۱۲] با این‌حال چنین برداشتی در دوران مدرن افت کرده‌است.[۸][۱۳] .[۸][۱۱] راجع به زندگانی محمد به عنوان بنیانگذار یک دین جهانی، گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخ آمده‌است، با این وجود مانند هر شخصیت تاریخی پیش از دنیای مدرن تمام جزییات زندگی او مشخص نیست. از این‌روی که محمد یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ است، زندگانی، اعمال و افکار او طی قرنها، بین موافقان و مخالفانش، محل اختلاف و منازعه بوده‌است و این مسئله سبب گشته تا نگاشتن زندگینامه مشخصی از او دشوار باشد.[۱۲]

فهرست مندرجات

[ویرایش] منابع برای بررسی زندگی محمد


اسلام

اصول دین

توحید
نبوت
معاد

اصول خاص تشیع

امامتعدل

فروع دین

نمازروزهزکات
حججهاد

فروع خاص تشیع

خمس
امر به معروف
نهی از منکر
توّلیتبری

منابع اسلامی

قرآنعقل
سنت(حدیث)

شخصیت‌ها

محمد
علیفاطمه
اهل بیت
خلفای راشدین
امامان شیعه
صحابه محمد

مذهب‌ها

تسننتشیعتصوف

مذاهب فقهی

جعفریشافعی
حنفیمالکی
حنبلیمذاهب دیگر

مذاهب کلامی

احمدیهامامیه
اسماعیلیهخوارج
مرجئهاشاعره
معتزلهمذاهب دیگر

علوم اسلامی

حدیثتفسیر
فقهکلام
فلسفهعرفان

تاریخ اسلام

زندگانی محمد
روزگار خلفای راشدین
تاریخ امامان شیعه
امویانعباسیان
فاطمیانمملوکان
عثمانیانصفویان
آخرالزمان

جغرافیای اسلام

مکهمدینه
بیت‌المقدس
کوفهنجف
کربلاسامرا
کاظمینمشهد
بغداددمشق
عربستانیمن
عراقشام
ایرانمصر
اندلسشمال آفریقا
آسیای میانههندوستان

قرآن قرن نهم میلادی، میراث اصلی محمد، پیام‌آور اسلام. قرآن گرچه اشارات بسیاری به زندگی محمد ندارد، اما نزد پژوهشوران، نخستین و بهترین منبع برای شناخت محمد و ابعاد زندگی او محسوب می‌شود.
قرآن قرن نهم میلادی، میراث اصلی محمد، پیام‌آور اسلام. قرآن گرچه اشارات بسیاری به زندگی محمد ندارد، اما نزد پژوهشوران، نخستین و بهترین منبع برای شناخت محمد و ابعاد زندگی او محسوب می‌شود.
نوشتار اصلی را بخوانید: صحت تاریخی محمد
نوشتار اصلی را بخوانید: تاریخ نگاری صدر اسلام

قابل اطمینان ترین منبع برای بازسازی زندگی محمد قرآن می‌باشد.[۸] قرآن با اینکه اشاراتی، هر چند اندک به زندگی محمد دارد،[۱۳] لیکن در مواجهه با رخدادهای تاریخی متغیر روزگار محمد، تصویری با ثبات و صریح از او به‌دست داده و دربرگیرنده اطلاعات نهان وافری از زندگانی محمد می‌باشد.[۸] مسلمانان گرچه قرآن را بزرگترین معجزه پیامبر خود میدانند اما آن را کلام خداوند محسوب مینمایند و نه کلمات محمد. سوای آنکه قرآن، کلام خداوند باشد یا کلام محمد، می‌تواند اولین و مهمترین منبع برای شناخت محمد و ابعاد زندگی او باشد. حتی خاورشناسانی که در منشاء آسمانی قرآن تردید دارند، آن را نوعی دستاورد پیامبرانه محمد و کلید بررسی تحول معنوی او در نظر گرفته‌اند.[۱۴] قرآنی که امروزه در دسترس می‌باشد، عموماً در محافل آکادمیک غربی به عنوان کلامی برآمده از زبان محمد، در نظر گرفته می‌شود زیرا تلاش‌ها برای یافتن آنچه متن دست نخورده و اولیه قرآن، متنی که تفاوتی پراهمیت نسبت به متن امروزی قرآن داشته باشد، ناموفق بوده‌است.[۱۵]

برای دوباره‌سازی تاریخی رویدادهای زندگی محمد، در درجه دوم، آثار تاریخی مورخین در قرن سوم و چهارم هجری در دنیای اسلام می‌باشد.[۱۶] که شامل زندگینامه‌های سنتی نوشته شده توسط مسلمانان و اقوالی است که به او نسبت داده شده‌است. (سیره و حدیث).[۱۷] قدیمی‌ترین سیره به جای مانده نوشته ابن اسحاق و با عنوان «زندگی رسول خدا»، حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از مرگ محمد نوشته شده‌است. اگر چه نسخه اصلی این کتاب اکنون در دست نیست ولی بخش‌هایی از آن در آثار نوشته شده توسط تاریخ‌نگاران بعدی، ابن هشام و طبری به جای مانده‌است.[۱۸][۱۳] یک منبع قدیمی دیگر تاریخ جنگ‌های محمد (المغازی) اثر واقدی (مرگ: ۲۰۷ سال پس از هجرت)، و نوشته کاتب و دستیارش، ابن سعد (مرگ: ۲۳۰ سال پس از هجرت) می‌باشد.[۱۶] بسیاری اگر چه نه همه محققین درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آنها قابل تعیین نمی‌باشد.[۱۳] تحقیقات اخیر مورخین آنها را به این سمت هدایت کرده که تفاوتی بین آن نقل قول‌هایی که مرتبط به مسائل شرعی می‌شود و آن‌هایی که صرفاً تاریخی می‌باشند، قائل شوند. در مورد اول، نظر بر این است که امکان اینکه روایات سنتی بدون پایه و اساس به محمد نسبت داده شده باشد کاملاً وجود داشته ولی در مورد دوم، جدای از موارد استثنائی، فرض می‌شود که رویدادها به نحوی جانبدارانه یا با دخالت دادن گرایشات مذهبی[۱۹] نوشته شده باشند.[۲۰]

در درجه آخر اهمیت مجموعه احادیث (که شامل گزارش‌هایی از اقوال و رفتار محمد می‌باشند) بوده که چندین قرن پس از مرگ محمد نگاشته شده و اکنون در دسترس می‌باشد.[۲۱] که می‌توان به آنها به عنوان آنچه که در حافظه طولانی-مدت جامعه مسلمانان با انگیزه تقلید و پیروی از محمد باقی مانده، نگریست.[۲۲] محققین غربی به احادیث به‌عنوان منابع دقیق تاریخی، با احتیاط می‌نگرند. [۲۳] بعضی از دانشوران مانند مادلانگ گزارش‌هایی که با فاصله زمانی از محمد مکتوب شده‌اند را تماماً رد نکرده و سعی در بررسی ارزش تاریخی آنها از طریق ارزیابی میزان سازگاری آنها با شرایط تاریخی زمان محمد، حوادث و اشخاصی که این احادیث توصیف می‌کنند، دارند.[۲۴]

تعداد اندکی منابع نوشته شده توسط غیر مسلمانان نیز موجود است که به گفته محقق نیگوسیان وجود تاریخی محمد را تایید کرده و جهت تقویت صحت آنچه توسط مورخین مسلمان نوشته شده مفید می‌باشند.[۱۳]

[ویرایش] نام‌ها و عناوین محمد

نام «محمد» در خوشنویسی سبک ثلث، کاری از یک خطاط عثمانی
نام «محمد» در خوشنویسی سبک ثلث، کاری از یک خطاط عثمانی

نام عربی «محمد» به معنای «قابل ستایش» یا «ستوده»، که چهار بار در قرآن تکرار شده‌است، [۲۵] و رایج‌ترین نام پیامبر اسلام و بخشی از فراخوان روزانه مسلمانان برای عبادت (اذان) و همینطور نمازهای پنجگانه روزانه‌است. شخص ایماندار پس از گواهی دادن بر یگانگی خدا، با به‌زبان آوردن «أشهَدُ أنَ محمداً رسول‌الله»، گواهی یا شهادت به برگزیده‌شدن محمد به عنوان پیامبر خدا، می‌دهد. بدینگونه، بر زبان آوردن تنها این دو گواهی که به «شهادتین» مشهور است، به منزله گرویدن یا وارد شدن در جرگه اسلام است، هرچند در قرآن به تفاوتهایی بین اسلام و ایمان از نوع گواهی زبانی و باور قلبی اشاراتی شده‌است.

مسلمانان همواره نام محمد را با احترام مخصوص یاد می‌کنند و با بردن نامش، عبارت «صلي‌الله عليه و سلّم» بمعنی «درود و سلام خدا بر او باد» را پس از آن ادا می‌کنند و بدین‌سان بر او صلوات می‌فرستند و در نوشتجات نامش را بصورت مختصر «محمد (ص)» می‌نویسند.[۲۶]

محمد اسامی بسیار دیگری دارد، از جمله «اسامی مقدس» که به باور مسلمانان توسط خداوند به او بخشیده شده و در موقعیتهای متفاوت به آن نامها خوانده شده‌است. طبق سنت رایج، در نمازها و مناجاتها، ۹۹ نام متفاوت برای خواندن او به‌کار می‌رود که از بین آنها نام «احمد» (مورد ستایش‌ترین) به عنوان نام آسمانی و باطنی محمد، بیشتر مورد توجه بوده و استفاده شده‌است. دانشمندان اسلامی طی قرن‌های متمادی بر این باور بوده‌اند که وقتی عیسی از فرمانروایی فارقلیط (پاراکلتوس) در آینده سخن میراند، به احمد اشاره دارد.[۱۲] تنها نمونه کاربرد«احمد» در قرآن، آنجاست که از زبان عیسی بشارتی درباره آمدن پیامبر اسلام یا این مضمون طرح می‌شود که «من رسول خدا به سوی شمایم، تورات را که پیش از من آمده‌است، تصدیق می‌کنم و به رسولی بشارت می‌دهم که پس از من می‌آید و نام او احمد است.» [۲۷][۲۸] همچنین قران برای خطاب قرار دادن پیامبر، از برخی دیگر از اسامی چون: نبی (پیامبر)، رسول (فرستاده)، طاها (تطهیرکننده پاک و راهنما)، یاسین (مرد کمال)، مصطفی (برگزیده)، عبدالله (بنده عالی خدا)، حبیب‌الله (محبوب خدا)، ذکرالله (یادآور خدا)، امین (مورد اعتماد)، سراج (روشنگر راه راست)، منیر (روشنگر جهان)، هدی (رهنمای حقیقت)، غیاث (یاری کننده)، بشیر (هشدار دهنده)، نذیر (یادآور)، مذکّر (تذکردهنده)، شهید (گواه) و مبشر (حامل خبر خوش)، بهره می‌جوید. گاهی محمد، با توجه به موقعیت او در هنگام وحی، با نامهایی مورد خطاب قرار گرفته‌است: به‌طور مثال او در قرآن در آیات ۷۳:۱ و ۷۴:۱، مزمل و مدثر خوانده شده که به معنی «جامه به‌خود پیچیده» می‌باشد.[۱۲][۲۹] گر چه قرآن در برخی جاها تفاوت قائل شدن بین پیامبران را منع می‌کند، ولی در آیه ۴۰ سوره ۳۳، محمد را با عنوان خاتم النبیین فرا می‌خواند.[۳۰]

محمد در اروپا، به طور گسترده‌ای با قالبهای گوناگونی از این نام، شناخته شده‌است. مانند Mahumet، Mahon، Mahomés، Mahun، Mahum (همگی در فرانسه)، Machmet (آلمانی) ، Maúmet (ایسلندی قدیم) و Μουάμεδ/Mouámed ، Μωάμετ/Mōámet (همگی در یونانی).[۸] [۳۱]

[ویرایش] زندگی

[ویرایش] خاستگاه (عربستان پیش از اسلام)

موقعيت تقريبی بعضی از شهرهای معروف عربستان در زمان ظهور اسلام (شهرها با رنگ سفيد نشان داده شده‌اند)
موقعيت تقريبی بعضی از شهرهای معروف عربستان در زمان ظهور اسلام (شهرها با رنگ سفيد نشان داده شده‌اند)
نوشتار اصلی را بخوانید: عربستان پیش از اسلام
نوشتار اصلی را بخوانید: دوران جاهلیت

شبه‌جزیره عربستان عموماً بایر و آتش فشانی بوده و این امر زراعت و کشاورزی را جز در جوار واحه‌ها و چشمه‌سارها، دشوار می‌نمود. بنابراین شهرها و دیارها در عربستان موقعیتی پراکنده و دور از هم داشتند و در بین آنها دو شهر مکه و مدینه جزو شهرهای مهم عربستان محسوب می‌شدند.[۳۲] اجتماعی زندگی کردن برای زنده ماندن در شرایط صحرایی لازم بوده؛ بدون یاری یکدیگر و تشکیل قبیله، محیط ناملایم و شرایط سخت زندگی در صحرا حیات انسانی را غیر ممکن می‌ساخت. نیاز به همبستگی و اتحاد افراد به عنوان یک گروه، موجبات تشکیل قبیله را فراهم می‌ساخت و این گروه‌های قبیله‌ای بر اساس وابستگی‌های خونی و قوم و خویشی تشکیل می‌شد.[۳۳] مردم عربستان یا کوچ نشین و یا ساکن یک ناحیه بودند. گروه اول به صورت مداوم در تلاش برای یافتن آب و چراگاه برای حیواناتشان بوده، در حالی که گروه دوم با تکیه بر تجارت و یا کشاورزی امرار معاش و گذران زندگی می‌نمودند. به‌دلیل شرایط سخت زندگی، کوچ نشینان برای ادامه زندگی تا حدی مجبور به یورش به کاروان‌ها و واحه‌های اطراف بوده و بنابراین از منظر آنان این‌گونه غارتها و چپاول‌گری‌ها، تبه‌کاری به‌حساب نمی‌آمد.[۳۴][۳۵] مدینه به صورت عمده یک مرکز کشاورزی بود، در حالی که مکه یک مرکز مهم تجاری برای بسیاری از قبایل اطراف محسوب می‌گشت.[۳۲]

در عربستان پیش از اسلام خدایان (مذکر یا مؤنث) به عنوان محافظین قبایل مختلف در نظر گرفته می‌شدند. اعتقاد بر این بود که روح این خدایان ارتباطی با درختان، سنگ‌ها، چشمه‌ها و چاه‌های مقدس دارد. آنچه امروزه کعبه خوانده می‌شود پیش از اسلام یک صحن مهم در عربستان در شهر مکه بود که شامل بت‌های مربوط به ۳۶۰ خدای محافظ قبایل مختلف می‌شد و هر سال اعراب برای به‌جا آوردن حج به مکه می‌آمدند. به غیر از خدایان قبیله‌ای، همه اعراب اعتقاد به یک خدای مشترک برتر به نام «الله» داشتند. بر اساس اعتقاد آنها، «الله» توجهی به زندگی روزمره آنها نداشت و در نتیجه خدای یک گروه خاص نبوده و هم چنین تشریفات مذهبی برای آن انجام نمی‌شد. اعراب اعتقاد داشتند که الله سه دختر دارد که آنها نیز به نوبه خود خدا هستند. نام این سه لات، منات و عُزّی بود. برخی از قوم‌های یکتاپرست چون مسیحیان و یهودیان و همچنین پیروان آیین حنیف (حنفا) نیز در عربستان وجود داشتند، لیکن در صحت تاریخی مورد آخر بین محققان اختلاف نظر وجود دارد.[۳۶] در نخستین زندگینامه نگاشته شده به قلم ابن اسحاق از چهار جوان قریش به نامهای ورقة بن نوفل (پسرعموی خدیجه)، عبیدالله بن جحش (پسر عمه محمد)، عثمان بن الحویرث و زید بن عمرو بن نفیل، نام برده شده و نقل شده‌است که قبل از رسالت محمد به آیین حنیف، یا دین ابراهیم بوده‌اند.

قبیله قریش، قبیله بسیار مهم و حاکم در مکه بود که پرده‌داری و کلیدداری کعبه را به‌عهده داشت. مکه و کعبه در آن زمان نیز مکانی مقدس در نزد اعراب بود. اگرچه جایگاه بت‌ها و بت پرستانی بود که مسلمانان معتقدند یکتاپرستی و آیین حنیف ابراهیم را نادیده گرفته بودند، اما همه ساله یکتاپرستان (حنفا) و بت پرستان برای مراسم حج یا تقدیم قربانی، از دور و نزدیک به زیارت کعبه می‌آمدند.

[ویرایش] محمد در مکه

نوشتار اصلی را بخوانید: محمد در مکه

محمد در مکه به دنیا آمد و پنجاه و دو سال اول زندگی اش را در آنجا گذراند. این مدت به دو دوره تقسیم می‌شود: قبل و بعد از اعلام پیامبری.

[ویرایش] شجره‌نامه و آغاز زندگی

شجره‌نامه

هم پیش از پیدایش اسلام و هم پس از آن، شجره‌نامه‌ها برای اعراب از اهمیت بسیاری برخوردار بوده، بطوریکه افراد یا قبایل، اطلاعات مربوط به پدران و اجداد خود را بسیار بادقت حفظ و نگهداری می‌کردند و در طی دوره تمدن اسلامی دانش بخصوصی بنام علم‌الانساب (نسب شناسی) گسترش یافت که اهمیت فراوان تاریخی نیز دارد. شجره‌نامه‌ها در دوران پیش از اسلام نوشته نمی‌شده‌است و مورخان و خاورشناسان غربی آنها را بدلیل مکتوب نبودن جدی نمی‌گیرند.[۱۲] با اینحال شجره‌نامه محمد، نزد مسلمانان همواره از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌است، چنانکه ابن اسحاق، نویسنده اولین زندگینامه از محمد، اجداد محمد را به صورت زیر بیان می‌کند(بازسازی از طریق ابن هشام)[۳۷]:

هم مسلمانان و هم یهودیان اسماعیل را پدر تمامی اعراب میدانند.[۳۸][۳۹]

جدول زمانی زندگی محمد در مکه
تواريخ و مکانهای مهم در زندگی محمد در مکه
c. ۵۶۹ مرگ عبداالله (پدر محمد)
c. ۵۷۰ تولد در مکه بر اساس روايات اسلامی
۵۷۶ مرگ مادر
۵۷۸ مرگ پدربزرگ
c. ۵۸۳ همراهی کاروان تجاری به سوريه
c. ۵۹۵ آشنايی و ازدواج با خديجه
۶۱۰ دريافت اولين وحی به عقيده مسلمانان
c. ۶۱۰ يکی از پيامبران اسلام ميشود
c. ۶۱۳ شروع دعوت علنی
c. ۶۱۴ افزون شدن تدريجی پيروان در مکه
c. ۶۱۵ هجرت مسلمانان به حبشه
۶۱۶ شروع محاصره اجتماعی و اقتصادی
c. ۶۱۸ جنگ داخلی مدينه
۶۱۹ پايان محاصره اجتماعی و اقتصادی
۶۱۹ سال غم (عام الحزن): مرگ خدیجه و ابوطالب
c. ۶۲۰ اسراء و معراج
۶۲۲ هجرت به مدينه
این جعبه: نمایشبحثویرایش
عام الفیل یا سال فیل

طبق روایات سنت اسلامی محمد در مکه و در سالی معروف به عام الفیل یا سال فیل که برابر با سال ۵۷۰ میلادی است به دنیا آمد. مورخین این تاریخ را حداقل تاریخ تقریبی تولد او به‌شمار می‌آورند و برخی سال ۵۶۸ و یا ۵۶۹ را سالی میدانند که محمد به دنیا آمده‌است.[۴۰] مسلمانان معتقدند که در آن سال ابرهه پادشاه حبشه، که بنای کعبه را رقیبی برای بنای تازه‌ساخت خود در صنعا می‌دانست، نیروی فراوانی را برای نابودی آن فرستاد. اما خداوند بنای مکه را توسط یک معجزه حفظ کرد.[۴۰] تلاش‌های مورخین غربی در جهت بررسی صحت تاریخی این روایت اسلامی به نتیجه‌ای مشخص نرسیده‌است ؛ پذیرش یا رد صحت تاریخی این واقعه به یک میزان سخت می‌باشد. [۴۱]

سالهای اول زندگی

محمد در مکه از مادری بنام آمنه به دنیا آمد.در تاریخ دقیق تولد محمد در آن سال بین سنیان و شیعیان اختلاف نظر وجود دارد، چنانکه اهل تسنن تولد او را ۱۲ ربیع‌الاول و شیعیان تولد وی را ۱۷ ربیع‌الاول می‌دانند. [۴۲] پدر او «عبدالله» و همچنین مادرش از خاندان بنی‌هاشم از قبیله قریش بودند. بنی هاشم یکی از خاندان‌های برجسته مکه بشمار می‌آمد، هر چند به نظر می‌آید که در دوران کودکی محمد، اعضای این قبیله از نظر اقتصادی شکوفا نبودند.[۸][۴۳] شش ماه پیش از تولد محمد، عبدالله پدرش درگذشت.[۴۴] اینطور نقل شده‌است که عبدالله در بازگشت از شام در یثرب ازدنیا رفت.[نیازمند منبع] پس از تولد، سرپرستی کودک را پدربزرگش عبدالمطلب، که بزرگ خاندان قریش بود، به عهده گرفت و عبدالمطلب او را طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد زیرا محیط صحرا برای رشد نوزادها مفیدتر در نظر گرفته می‌شد. برخی از محققین غربی صحت تاریخی این روایت را رد کرده‌اند. او دو سال در قبیله سعدابن بکر، شاخه‌ای از قبیله هوازن، نزد حلیمه بود. [۴۵] هر چند محمد تحت سرپرستی عبدالمطلب، که شخصی بانفوذ و عهده‌دار رهبری جامعه مکه بود، قرار داشت اما دوران یتیمی و بدون پدر را با سختی‌های فراوان سپری نمود. قرآن این نکته را با تاکید و وضوح بیان می‌کند که «ما تو را یتیم نیافتیم؟ پس آنگاه پناهت دادیم... بنابراین، یتیم را ترک نکن.»[۴۶] آمنه برای زیارت قبر شوهر و دیدار از خویشاوندانش راهی یثرب شد و محمد شش ساله را نیز همراه برد اما هنگام بازگشت در محلی به نام «ابواء» از دنیا رفت.[۴۷] دو سال پس از آن عبدالمطلب پدربزرگش نیز درگذشت و او از آن پس در خانه عمویش ابوطالب سُکنی گزید. خاورشناسی با نام ویلیام مونتگومری وات معتقد است که به‌خاطر کم توجهی قیم‌ها در مراقبت از اعضای ضعیف طوایف که در قرن ششم میلادی در عربستان معمول بود، قیم‌های محمد بیشتر مراقب آن بودند تا او از گرسنگی نمیرد و انجام کاری فرای آن برای آنها مشکل بود، خصوصاً به دلیل اینکه بخت در آن هنگام با قبیله بنی هاشم یاری نکرده و اوضاع اقتصادی آنها رو به نزول بود.[۴۸]

[ویرایش] پیش از پیامبری

آنچه از نوجوانی محمد در دست است، یکی اینست که او همراه عموهای خود در چهارمین جنگ از جنگ‌های فجار شرکت کرد. [۴۹] دیگر آنکه، محمد بیست ساله بوده که در خانه عبدالله بن جدعان در پیمان حلف الفضول شرکت جسته‌است. این پیمان بین طایفه‌هایی از قریش بسته شد که بر اساس آن می‌بایست برای یاری هر مظلومی در مکه و باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسی ستم رود. سال‌ها پس از هجرت در زمان بسط اسلام درباره آن گفت: «در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می‌شدم اجابت می‌کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده‌است.»

وقتی محمد هنوز در دوران نوجوانی اش بود، جهت کسب تجربه، محمد شروع به همراهی عمویش در مسافرت‌های به شام کرد؛ تجارت تنها شغلی بود که به روی محمد که یک یتیم بود باز بود.[۴۸] بر اساس روایت اسلامی، وقتی محمد نه یا دوازده سالش بود در یکی از سفرهای تجاری به شام، یک راهب یا زاهد مسیحی به نام بحیرا را دید که گفته شده نشانه‌های پیامبری را در محمد دیده‌است.[۵۰]

مینیاتوری از کتاب جامع‌التواریخ نوشته رشیدالدین فضل‌الله بر روی کاغذ پوستی و متعلق به سده چهاردهم میلادی که محمد را در حال نصب حجرالاسود نشان می‌دهد. واقع در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ.
مینیاتوری از کتاب جامع‌التواریخ نوشته رشیدالدین فضل‌الله بر روی کاغذ پوستی و متعلق به سده چهاردهم میلادی که محمد را در حال نصب حجرالاسود نشان می‌دهد. واقع در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ.[۵۱]

بدلیل شهرت محمد به درستکاری، به او لقب الامین داده شده بود و به دنبال او به عنوان یک داور بیطرف می‌فرستادند.[۸][۵۲][۵۳] شهرت او باعث شد که در ۲۵ سالگی پیشنهاد ازدوجی از «خدیجه بنت خویلد بن اسد بن عبدالعزی»، یک بیوه پنجاه ساله، دریافت کند. محمد با ازدواج موافقت کرد که بر اساس تمامی گزارش‌ها ازدواج موفقی بود.[۵۲][۵۴] بر اساس روایت اسلامی محمد در سن ۳۵ سالگی در ماجرای تجدید بنای کعبه، که بر اثر سیل تخریب شده بود، با تدبیری در نصب حجرالاسود مانع جنگ و نزاع بین طوایف قریش و دیگر قبایل مکه می‌گردد. قبایل به حکم او رضایت میدهند، که بنظر مسلمانان نشان از مقبولیت او دارد، محمد سنگ سیاه کعبه را در میان ردای خود می‌نهد و نمایندگانی از هر قبیله، گوشه‌ای از ردا را گرفته و به محل نصب آن می‌آورند و سپس محمد سنگ را برداشته در جای خود نصب می‌نماید. بدین ترتیب همه در افتخار نصب حجرالاسود سهیم میشوند. حجرالاسود، از نظر اعراب، مقدس و اولین سنگ بنای کعبه و موهبتی از بهشت خداوند بوده‌است که امروزه نیز یکی ارکان حج مسلمانان است.

[ویرایش] اعلام پیامبری

غار حرا در کوه نور، جایی که مسلمانان باور دارند که محمد اولین وحی را دریافت کرده‌است.
غار حرا در کوه نور، جایی که مسلمانان باور دارند که محمد اولین وحی را دریافت کرده‌است.

آنچنانکه از منابع اسلامی بدست می‌آید، محمد پیش از بعثت معمولا شهر را ترک نموده، برای عبادت و تفکر به صحرا یا کوه پناه می‌برده‌است. گاهی اوقات از صبحگاهان تا شامگاهان و بعضی اوقات نیز تا ذخیره غذایی‌اش تمام نمی‌شده، باز نمی‌گشته‌است. عایشه یکی از زنان او نقل می‌کند که پیش از پیامبری،الهاماتی به محمد می‌شده‌است که آنها را با «تجلی نور طلوع بامدادی» [۵۵]توصیف نموده‌است. بهرحال او در یکی از همین دوره‌های عزلت و در سن چهل سالگی، هنگامی که در غار حراء در جبل‌النور نزدیک مکه، مشغول تفکر و عبادت بوده‌است، مردی بر او ظاهر می‌شود که بعد متوجه می‌شود، او جبرئیل، فرشته مقرب خداوند بوده‌است. بسیاری از شیعیان، بعثت ( آغاز پیامبری) را در شب بیست و هفتم ماه رجب میدانند اگرچه بسیاری دیگر نیز، آغاز وحی و نزول قرآن را در ماه رمضان میدانند. بدین ترتیب فرآیند وحی که قرآن به آن نزول می‌گوید،[۵۶] با چند آیه اول سوره علق بر محمد آغاز می‌گردد.[۵۷]

   
محمد
بخوان به نام پروردگارت که آفرید. او که انسان را از خون بسته(علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار کریم است، آنکه تعلیم داد نوشتن با قلم را. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست.
   
محمد


بر اساس بعضی روایات اسلامی مورد قبول برای اهل تسنن، محمد پس از دریافت اولین وحی دچار پریشانی خاطر گشته و در فکر این بود که خودش را از بالای کوه به پایین پرت کند ولی روح به او نزدیکتر شده و به او گفت که او به عنوان رسول خدا انتخاب شده‌است. محمد به خانه برگشته و زنش خدیجه و ورقة بن نوفل (پسرعموی خدیجه)، به او دلداری و قوت قلب دادند. بر اساس روایت شیعه از سوی دیگر، او نه ترسیده بود و نه غافل گیر شده بود بلکه آنچنان به جبرئیل خوشامد گفت گویی که انتظارش را می‌کشید.[۵۸]

داستان مشهوری درباره اولین تجربه دریافت وحی

داستان مشهوری از قول محمد نقل می‌شود که جبرئیل بصورت مردی بر او ظاهر شده و از او خواسته تا بخواند. ابن اسحاق نقل می‌کند که جبرییل درحالی که کتابی پیچیده در دیباج در دست داشته به محمد نزدیک شده و به او گفته «بخوان». محمد برای خدیجه بازگو می‌کند که:

   
محمد
غریبه گفت: «اقراء»، (بخوان). گفتم: چه چیز را بخوانم؟[۵۹] پس مرا بسختی در آغوش گرفت، چنان که از حال رفتم و گمان کردم که مرگ است. چون بخود آمدم دوباره گفت: اقراء! (بخوان).
   
محمد


فرشته سه بار خواسته خود را به همان طریق تکرار می‌کند و سپس آیات اولیه قرآن را برای او می‌خواند و سپس محمد نیز آنها را می‌خواند.[۱۲][۶۰] بر اساس منابع سنتی در اسلام، اُمّی بودن پیامبر که در قرآن به آن اشاره شده‌است بمعنای درس‌نخوانده و بی‌سواد است . بنابراین اگرچه دستور «اقراء»، گاهی به «بخوان» ترجمه شده‌است اما واژه «از بر خواندن»[۶۱] ترجمه مناسبتری به نظر می‌رسد. اما بسیاری از دانشمندان غربی و برخی از مفسران و نواندیشان اسلامی، کلمه «امی» را به عنوان درس‌نخوانده یا بی‌سواد نپذیرفته و معناهای دیگری را برای آن درنظرگرفته‌اند.[۱۲] چنانکه برخی معتقدند منظور از این کلمه انست که محمد تا قبل از بعثت کتابهای آسمانی و داستانهای عهد عتیق را نخوانده و آموزش ندیده بوده‌است.[۶۲][۶۳] برخی نیز معتقدند که منظور قرآن از امی اینست که محمد پیامبری است که از میان مردم عادی برخاسته‌است. با اینحال از دیدگاه سنتی، «درس‌نخوانده» پذیرفته شده‌است.

[ویرایش] محتوای آیات اولیه قرآن

صفحه‌ای از قرآن متعلق به قرن هشتم هجری شمسی در افغانستان که در آن زمان بخشی از ایران به حساب می‌آمد.
صفحه‌ای از قرآن متعلق به قرن هشتم هجری شمسی در افغانستان که در آن زمان بخشی از ایران به حساب می‌آمد.

بر اساس قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز قیامت انتظار آنها را می‌کشد، یکی از نقشهای اصلی محمد می‌باشد.[۶۴] گاهی قرآن، صراحتاً به روز قیامت اشاره نمی‌کند اما مثالهایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و همعصران محمد را از عذاب‌های مشابه برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۶۵] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از شیطان دوری میورزند، به کلام خدا گوش فراداده و از خدا اطاعت می‌کنند، می‌دهد.[۶۶] ماموریت محمد همچنین شامل تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها و یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۶۵]

موضوع آیات اولیه قرآن وظیفه انسان نسبت به خالق خویش، رستاخیز مردگان، داوری نهایی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های جهنم و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در تمامی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از مومنین خواسته شده بود اندک بودند: اعتقاد به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال دنیا (که در زندگی تجاری مکه، امری پراهمیت به شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۸] آیات اولیه قرآن با تأکید روی جنبه‌های اخلاقی شروع و سپس به صورت فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت پرستی پرداخت.[۸]

[ویرایش] دعوت علنی و مخالفت‌های قریش

بر اساس روایت اسلامی، خدیجه زن محمد اولین کسی بود که به پیامبری او ایمان آورد. [۶۷] بزودی علی ابن ابیطالب پسرعموی ده ساله محمد، ابوبکر دوست نزدیک او و پسرخوانده‌اش زید بن حارث نیز به خدیجه پیوستند و اولین کسانی بودند که به محمد ایمان آوردند. [۶۷] محمد تا سه سال دین جدید خود را به صورت مخفیانه تبلیغ می‌کرد. پس از آن، قرآن به او فرمان می‌دهد تا دعوت و رسالت خود را آشکار نماید: «پس آنچه را بدان مأموری، آشکار کن و از مشرکان دوری جوی که ما شر مسخره کنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد»[۶۸] در ابتدا اکثر اهل مکه محمد را نادیده گرفتند، تعداد اندکی او را مسخره کرده و بعضی هم پیرو او شدند. کسانی که به محمد ایمان آوردند را می‌توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد: برادران جوان و فرزندان بازرگانان بز