|
|
عروضعروض فن سنجیدن شعر و شناختن وزنها و بحرهای کلام منظوم با افاعیل عروضی و پیدا کردن اوزان اشعار بر پایهٔ آن افاعیل است. عروض به جزو آخر از مصراع اول هر بیت شعر هم گفته میشود.
[ویرایش] تاریخچهخلیل بن احمد فراهیدی برای نخستین بار وزن کمی را که قرنها پیش از او در زبانهای سانسکریت و هندواروپایی تدوین شده بود بر زبان عربی منطبق کرد. قواعد او برای زبان عربی بسیار خوب است اما شمس قیس رازی در المعجم فی معاییر اشعار عجم عینا بر اساس قواعد عربی بدون توجه به مسایل خاص زبان فارسی اقدام به تهیه قواعد عروض فارسی کرد و حتا نام بحرها و وزنهای مختلف نظم فارسی را تغییر نداد و از همان نامهای عربی استفاده کرد. خواجه نصیر توسی هم هر چند در معیارالاشعار سعی کرد بخشهایی را که نمیشود بر فارسی منطبق یا تحمیل کرد نشان دهد اما برخورد مستقل و جدیدی برای تدوین قواعد وزنشناسی فارسی انجام نداد. [ویرایش] معاصراناز زمان شمس قیس , تا کنون تلاشهای زیادی برای تدوین عروض نظمهای فارسی صورت گرفتهاست اما تماما در جهت حک و اصلاح و یا ترجمه و فارسیسازی اصطلاحات به کار رفته است و تلاشی برای یافتن راه دیگری که انتطباق بیشتری با ویژگیهای زبان فارسی ـکه از خانوادهٔ زبانهای هندواروپایی است و هیچ نسبتی با زبان عربی که از خانوادهٔ زبانهای سامی است نداردـ داشته باشد صورت نگرفتهاست. چند وزنشناس معاصر تلاشهایی در این زمینه انجام دادهاند. [ویرایش] روش خانلریخانلری در کتاب وزن شعر فارسی با روش نویی به نامگذاری عناصر وزن نظم فارسی پرداختهاست. او پیشنهاد میکند بهجای بیستوچهار «جزو» یا «رکن» عروضی ده پایه به کار رود. این ده پایه عبارتاند از: نوا، چامه، آوا، همه، خشاوا، بنوا، نیکاوا، خشنوا، ترانه، زمزمه [ویرایش] روش فرزادمسعود فرزاد در فصل چهارم کتاب Persian Poetic Metres(۱۹۶۷) و در کتاب دیگری به نام مبنای ریاضی عروض فارسی با بررسی تعداد هجاهای ارکان عروضی به جداول مختلفی را طراحی میکند. در این جداول رکنهای یک هجایی تا شش هجایی آمدهاست. [ویرایش] روش حمیدیحمیدی شیرازی با نقد شمس قیس تلاش میکند روش تازهای در وزنشناسی نظم فارسی ابداع کند که البته پا فراتر نمینهد. او تصور میکرد چهار بحر جدید کشف کردهاست و نام آنها را کبیر و صغیر و اخرس و بدیل نهاده بود اما منتقدین بعدی نشان دادند که این وزنها جدید نیست و در گذشته هم به کار میرفتهاست.[1] [ویرایش] روش کابلیایرج کابلی در کتاب وزنشناسی و عروض که در سال ۱۳۷۶ منتشر شدهاست با نقد شمس قیس و عروض سنتی و بررسی و نقد معاصران روش تازهای را ابداع میکند. در این روش وزنهای فارسی با شمارهگذاری بیان میشوند و نحوهٔ شناسایی وزنها هم بسیار سادهاست. برای نمونه این شعر سیمین بهبهانی:
در عروض سنتی و شمس قیسی اینگونه نامیده میشود: مضارع مسدس مقبوض مکفوف ابتر محذوف یا مجتث مسدس مخبون مکفوف مرفوعاحد. در روش کابلی نوشته میشود: ۵:۳،۱،۹ و خوانده میشود: رشتهٔ ۹ بندی اولآغاز از سومین ۵بندیها
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
|