جعبهابزار |
زید بن علیزید بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب، فرزند سجاد و برادر باقر و عموی صادق [ویرایش] ویژگیهای شخصی[ویرایش] پدر زید بن علیپدر زید بن علی، امام علی پسر حسین، زین العابدین (علیه السلام) امام چهارم شیعیان است. [ویرایش] مادر زیددر نام مادر وی اختلاف است، برخی نام او را «جیدا» یا «جید» یاد کردهاند. [۱] برخی هم نام او را «حیدان» میدانند. [۲] در روایتی از امام سجاد (علیه السلام) او را به نام «حوراء» میخواند. [۳] او کنیز بود شایسته و با نجابت، که مختار بن ابی عبیده ثقفی او را به ۳۰ هزار درهم خرید، [۴] سپس او را به عنوان هدیهای ارزنده به خدمت امام فرستاد، و این بانو از امام چهارم دارای چهار فرزند شد، سه پسر و یک دختر، نخستین فرزندش زید بن علی است و سه فرزند دیگرش عمر، علی و خدیجه نامگذاری شدند. [۵] [ویرایش] مشخصات زیدنام وی پیش از تولد و به وسیلهٔ پیامبر برگزیده شدهبود. ابوحمزه ثمالی در حدیثی بلند شرح دیدارش با امام سجاد در حج را بیان کرده و اینکه زید را در کودکی نزد امام میبیند و امام از آیندهٔ این کودک (زید) به او خبر میدهد. [۶] [۷] [۸] [ویرایش] لقبهای زید
[ویرایش] کنیهکنیه او «ابوالحسین» است. به خاطر اینکه یکی از فرزندان رشید او به نام حسین بود، بنابراین او را به این کنیه میخوانند. [۱۰] [ویرایش] سیمای زیدزید (علیه السلام) دارای قامتی رشید بود و صورتی زیبا و با ابهت داشت که متانت و وقار از آن به خوبی آشکار بود. وی چشمانی درشت و سیاه و جذاب با ابروانی کشیده و نزدیک به هم و محاسنی پرپشت و پیشانی برجسته و بلند و بینی برآمده و کشیده او هر بیننده را به یاد صورت زیبای جدش پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) میانداخت. موی سر و صورتش سیاه بود، ولی در اواخر عمر گرانمایهاش با تارهای سفیدی، محاسن او جو و گندمی نمایش میداد. [۱۱] [ویرایش] همسران ویاو در طول زندگی خود ۳ زن عقدی و ۳ کنیز داشت. اولین همسری که زید انتخاب کرد «ریطه» دختر ابی هاشم عبداللّه بن محمّد حنفیه بود، این زن از بانوان با شخصیت و بنام بنی هاشم بود، او در اواخر عمر دو زن دیگر در شهر کوفه اختیار کرد. [۱۲] [ویرایش] فرزندان زیدزید بن علی دارای ۴ فرزند پسر بود که هر یک خود شخصیتی برازنده و عالم و مجاهد بودند،
[ویرایش] تاریخ ولادتروز ولادت زید بن علی به هیچ وجه مشخص نیست و بین مورخین در سال ولادتش نیز اختلاف است. ابن عساکر (متوفای ۵۷۱ قمری) سال تولد او را ۷۸ قمری میداند [۱۳] مورخ دیگر به نام ممحلی (متوفای ۶۵۲ قمری) سال ولادت او را ۷۵ قمری یاد میکند [۱۴] برخی سال میلاد او را سنه ۸۰ قمری پنداشتهاند. [۱۵] گرچه دانشمند بزرگ شیعه، شیخ مفید یادی از سال ولادت او نکرده، اما نتیجه کلام وی مؤ ید قول ابن عساکر در تهذیب است[۱۶]، زیرا روایات متفق است که عمر گرانمایه زید بن علی در موقع شهادت ۴۲ سال بود [۱۷] و شیخ مفید سال شهادت او را ۱۲۰ قمری میداند. بنابراین باید سال ولادت او سنه ۷۸ قمری باشد. امّا شیخ مفید در کتاب دیگرش «مسارالشیعه» سال شهادت او را سنه ۱۲۱ قمری و ظاهرا این تاریخ را اختیار کردهاست در مقدمه کتاب «مسند امام زید» [۱۸] در شرح حال حضرت زید بن علی سال ولادت او را ۷۶ قمری و سال شهادت را ۱۲۲ قمری و مدت عمر حضرتش را ۴۶ سال میداند و شیعیان زیدی اکثرا این تاریخ را معتبر میدانند. اما آنچه که از کتابهای معتبر و با نگاه در آثار موجود دربارهٔ جناب زید بن علی هست میتوان چنین برداشت کرد که سال تولد ایشان سال ۷۹ قمری است. [ویرایش] مقام علمی زید بن علیزید بن علی نه تنها در زهد و عبادت و شجاعت و سخاوت و مردانگی معروف است، بلکه در علم و دانش نیز او یکی از بارزترین چهرههای درخشان اسلام است. زید در احکام الهی، فقیهی عمیق و دانشمندی بس سترگ بود، علم سرشار و دانش بیکران او زبانزد دوست و دشمن بود. مقام علمی زید بن علی آنقدر معروف و مسلم بود، که او را به «عالم آل محمّد» و یا «فقیه اهلبیت» ملقب ساخته بودند. امام صادق درباره اش میفرمود: خدا، زید را رحمت کند او عالمی درستگفتار بود. [۱۹] امام رضا در مقام تجلیل و ستایش از او میفرمود: او از علمای آل محمّد بود [۲۰] امام صادق (علیه السلام) در جای دیگری زید را با عظمت یاد میکند و میفرماید: او مردی با ایمان و عارف و دانشمند و درستکار بود. [۲۱] [ویرایش] احترام نسبت به زید بن علیعبداللّه بن جریر میگوید: جعفر بن محمّد (علیهالسلام) را دیدم برای عمویش زید، رکاب زین اسب را میگرفت تا سوار شود و بعد از سوار شدن، لباس او را روی زین پهن میکرد. [۲۲] سعید بن خیثم میگوید: بین عبداللّه بن حسن و زید بن علی بر سر موقوفات علی (علیه السلام) مناظره بود و آن دو قاضی مراجعه کردند، موقعی که برخاستند بروند، دیدم عبداللّه دوید و مرکب زید را جلو آورد و رکاب را گرفت تا وی بر مرکب سوار شد. [۲۳] [ویرایش] بزرگان شیعه و شخصیت علمی زیدعلمای بزرگ و صاحب نظرات علم رجال و حدیث مقام علمی جناب زید بن علی را با عباراتی محکم و رسا بیان کردهاند و او را به عنوان یکی از بارزترین چهرههای فقهی و علمی آل محمّد ستایش مینمایند. اردبیلی میگوید: زید بن علی مردی جلیل القدر است او در راه خدا به مقام شهادت رسید و درباره شخصیت بزرگ او روایاتی بس زیاد رسیدهاست که مجال نقل آن نیست. [۲۴] شیخ در کتاب «تکلمه» در مقام بیان فضائل جناب زید بن علی میفرماید: علمای اسلام بر جلالت و وثاقت و ورع و علم و فضل وی اتفاق دارند. [۲۵] شیخ طوسی در کتاب «فهرست» از عمر بن موسی وجهی نقل میکند که گفت: هیچکس را در تشخیص آیات قرآن از ناسخ و منسوخ و برگرداندن متشابه آن به محکم، چون زید بن علی ندیدم. [۲۶] [ویرایش] بزرگان اهل سنت و شخصیت علمی زیدعلماء و پیشوایان بزرگ اهل سنت مانند: ابن حجر، ذهبی، ابن تیمیه و هیثمی و ابن شبه موقع تجلیل از مقام شامخ علمی زید بن علی میگویند: زید بن علی از شخصیتهای بزرگ علمی خاندان نبوت و برجسته ترین عالم و فقیه آنان بود. [۲۷] ابوحنیفه یکی از بزرگترین پیشوایان اهل سنت درباره مقام علمی زید با جملهای رسا و شگرف او را یاد میکند و میگوید: زید را چون دودمانش دیدم (در عظمت و علم) ولی در عصر او کسی را داناتر و حاضر جواب تر و خوش بیان تر از او ندیدم، او در گفتگو با قاطعیت سخن میگفت. [۲۸] سفیان ثوری، درباره زید میگوید: او داناترین خلق خدا به کتاب خدا بود، او جای حسین بن علی را پر کرد. [۲۹] [ویرایش] نشو و نمای زید بن علیجناب زید، در شهر مدینه، نشو و نما یافت. بعد از رحلت رهبر عالیقدر اسلام باز این شهر مرکز بزرگترین دانشگاه اسلامی بود و مسلمین مشکلات علمی خود را در آنجا حل میکردند مخصوصا عصر زید عصر علم بود و تجزیه و تحلیل مسائل اسلامی. امام باقر برادر عالیقدر زید و سرآمد روزگار خویش در حل مشکلات و مسائل بغرنج و پیچیده علمی بود، لذا پیامبر او را قبلا به «باقرالعلوم» یعنی شکافنده علم ملقب ساخته بود. [۳۰] زید بن علی یکی از مشعلداران و شاگردان ممتاز مکتب این دو امام بزرگ پس از استفادههای شایان علمی که از پدر بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) نمود میباشد. او در مکتب پدر علوم مختلفی را آموخت و پس از او از محضر پر فیض برادر عالیقدرش امام باقر و سپس مدت کوتاهی نزد برادرزاده اش امام صادق آن را تکمیل نمود. [۳۱] و مقام علمی زید بن علی به جایی ترفیع یافت که گاهی ائمه بزرگ اسلام دانشمندان مبرزی را برای استفاده علمی و تصدیق آنان به محضر زید بن علی ارجاع میدادند. [ویرایش] احاطه علمی زیدامام باقر (علیه السلام) خود نیز، مقام علمی و تبحر فوق العاده زید را به اصحابش گوشزد کرد و فرمود: به زید همانند علم ما، در وسعت و احاطه افاضه شدهاست. [۳۲] [ویرایش] زید بن علی مفسر قرآنزید بن علی میگوید: سیزده سال با قرآن خلوت کردم آیات آنرا میخواندم و درباره آن میاندیشیدم [۳۳] او در تشخیص معانی قرآن و طرز قرائت آن، صاحب نظر بود و در بحثهای خود، همیشه با الهام از این کتاب، خصم را مغلوب میساخت درباره زید گفتهاند: او قرائت خاصی در قرآن داشت [۳۴] و کتابی در این زمینه تالیف نمود. امام صادق (علیه السلام) در این مقام از ممارست و مطالعه عمیق وی سخن میگوید و با جملهای افتخارآمیز از او یاد میکند: به خدا سوگند، او در میان ما بیش از همه به قرائت قرآن اشتغال داشت. [۳۵] [ویرایش] جایگاه زید بن علی در حدیثزید بن علی در اسناد حدود ۶۱ روایت واقع شدهاست و همه این روایات را از پدران پاکش (علیهم السلام) نقل میکند. وی کاتب و راوی صحیفه سجادیه نیز میباشد [۳۶] [ویرایش] کتابهای زید بن علیاو در علم کلام، فقه، حدیث و... کتابهایی تالیف نمود که تعداد آن بیش از ۱۰ رسالهاست.
اینها مجموع تاءلیفاتی است که در لابلای قرون و اعصار و گذشت زمان و حوادث از عالم آل محمّد (صلی اللّه علیه و آله) زید بن علی به یادگار ماندهاست. [۴۰] [ویرایش] شاگردان زید بن علیزید خود یکی از برجسته ترین شاگردان مکتب پدر (امام سجاد) و برادرش (امام باقر) و برادر زادهاش (امام صادق) بود و علوم مختلف اسلامی را مستقیما از این سه امام معصوم اخذ کرد، و پس از این برداشتهای پرارزش و سنگین و تسلط کامل در این علوم خود نیز به تربیت شاگردان پرداخت. شاگردان برجسته وی عبارت بودند از:
اینها شاگردان ممتازی بودند که از کلاس علمی وی برخاستهاند و غیر از شاگردان وی از دودمان بنی هاشم و فرزند ابوطالب (علیه السلام)اند مانند:
اینها همه افراد نمونه بارزی از شاگردان مکتب وی بودند که علوم و اخبار و احادیث زیادی را از او فرا گرفتند و هر یک خود فقیهی صاحب نظر در میان مسلمین نورافشانی مینمودند. [۴۷] [ویرایش] سخنان زید را مینوشتندقیروانی، یکی از مورخین بزرگ در مقام بیان زبردستی زید در کلام و مهارت سخنوری او مینویسد: «بین جعفر بن حسن و زید بر سر ارثیه و وصیتی گفتگویی پیش آمد و این دو تن از فصیحترین مردم عرب بودند، و در هنگام منازعه و گفتگو، مردم بر گرد این دو تن مینشستند و به چگونگی مباحثه و گفتگوی آنها گوش فرا میدادند. یکی موظف بود که سخنان جعفر را حفظ کند و دیگری سخنان زید بن علی را. آنگاه پس از اتمام مباحثه آن دو، مینشستند و کلماتی را که حفظ کرده بودند مینوشتند، و این کلمات را در کلاسها و مکتب خانهها در معرض تعلیم و تعلم قرار میدادند و از آن در فن بلاغت استفاده نموده و استدلال میکردند. سپس این مورخ، میگوید: آن دو (زید و جعفر) در علم کلام اعجوبه و هر دو احدوثه عصر خویش بودند. [۴۸] [ویرایش] شخصیت زید بن علیشیخ مفید در ستایش زید بن علی و بزرگی او مینویسد: او پس از امام باقر (علیه السلام) از جمیع برادرانش افضل و برتر است. [۴۹] اردبیلی صاحب کتاب «جامع الرواة» در بیان شخصیت و زهد زید مینویسد: او قدری جلیل و منزلتی عظیم دارد، در راه خدا و طاعت حق کشته شد. [۵۰] شیخ توسی به جلالت و عظمت و تقوا و زهد زید شهادت میدهد و میفرماید: این مطلبی است بسیار واضح و روشن [۵۱] خصیب وابشی میگوید: هرگاه زید را میدیدم او را با چهرهای درخشان مشاهده میکردم و فروغ نور از صورت مقدسش ساطع بود. [۵۲] [ویرایش] خلیفه معاصر زیدخلیفه معاصر زید بن علی، هشام ابن عبدالملک اموی بود. وی یکی از بدترین خلیفه از نسل بنی امیه بود و جنایتهای بسیاری مرتکب شد. هشام فرزند عبدالملک مروان، دهمین خلیفه از دودمان امیهاست. او در سال ۱۰۵ قمری به خلافت رسید و در حدود ۲۰ سال خلیفه بود. در روز چهارشنبه ۹ روز مانده به آخر ربیع الاول در سال ۱۲۵ قمری، از دنیا رفت. [۵۳] درباره هشام گفتهاند: او مردی هتاک، بیباک، خوشگذران و شهوتران بود. او به قوانین اسلام بی اعتنا و نسبت به احکام قرآن گستاخ بود. او علنا گناهمیکرد و همیشه به بادهگساری مشغول بود [۵۴] یعقوبی مورخ بزرگ درباره شخصیت هشام میگوید: «هشام، از با سیاست ترین رجال (البته توام با شیطنت) بنی امیه بود او مردی بخیل و حسود و تندخو و قسی القلب و بی رحم و زبان دراز بود. [۵۵] [ویرایش] فلسفه قیامبا توجه به اوضاع و احوال مسلمانان در زمان خلفای جور و ستمهایی که از طرف آنان نسبت به خاندان پیامبر و مجاهدین علوی، صورت میگرفت، علت قیام زید بن علی را میتوان چنین برشمرد:
[ویرایش] قیام زید به اذن امام بودممکن است بعضی خیال کنند، که قیام زید خودسرانه و خواسته خود زید بودهاست، و بگویند، بلی، زید مرد با فضیلت و با ایمان و عالم بود، و امام او را دوست میداشت امّا قیام وی بدون رضایت و اذن امام بودهاست. اما باید گفت که روایات بسیاری وجود دارد که امام معصوم شیعه، از قیام زید بن علی پشتیبانی کردهاند. امام رضا راجع به قیام زید به مامون فرمود: امام صادق فرمود: زید برای قیامش با من مشورت کرد. من به او گفتم : عمو جان اگر دوست داری و راضی هستی که همان به دار آویخته در کُناسه باشی، پس راه تو همین است. چون زید از نزد حضرتش بیرون رفت، امام صادق (علیه السلام) فرمود: وای به حال کسی که ندای او را بشنود و او را یاری نکند. [۵۶] شهید اول در کتاب «قواعد» در باب امر به معروف و نهی از منکر با کمال صراحت میفرماید: «... یا اینکه جائز باشد قیام آنها به اذن امام واجب الطاعة باشد مانند خروج زید بن علی و دیگر فرزندان علی (علیه السلام). [۵۷] مامقانی، در این زمینه با صراحت میفرماید: «خلاصه سخن اینکه من زید (علیه السلام) را از نظر وثاقت معتبر میدانم پس از آنکه معلوم شد خروج و قیام وی به اذن امام صادق (علیه السلام) بودهاست. [۵۸] شیخ حسن صاحب کتاب «معالم»، میگوید: سلیمان بن خالد در قیام زید از طرف امام وقت اذن داشت در صورتی که سلیمان با اذن امام به کمک زید شتافت و دوش به دوش او با دشمن جنگید، چگونه میتوان گفت خود زید رهبر نهضت بدون اذن امام قیام کرد. [۵۹] آیة اللّه سید ابوالقاسم خوئی، در کتاب نفیس رجالش، پس از بررسی و جرح و تعدیل روایات، و قاطعیت عقیده خود را درباره زید (علیه السلام) چنین بیان میفرماید: «همانا زید از جانب امام ماذون بود» [۶۰] [ویرایش] دعوت زید بن علی به چه چیزی بودزید مردم را به رضای آل محمّد دعوت مینمود. زید بن علی خواستار اصلاح امر امت اسلام بودهاست و میخواست در صورت پیروزی، حکومت و خلافت را به صاحب اصلی و واقعی آن یعنی امام صادق یا به قول حضرتش (رضای آل محمّد صلی اللّه علیه و آله) برگرداند. [ویرایش] چگونگی قیام زیدزید بن علی در ماه شوال سال ۱۲۰ قمری به قصد قیام و نهضت بر ضد دستگاه بنی امیه وارد کوفه شد. وی در این روزها به شکل پنهانی زندگی میکرد. در این ایام یوسف بن عمر، استاندار کوفه در شهر حیره به سر میبرد و مردی بنام حکم بن صلت را جانشین خود کرده بود. زید مدت ۵ ماه در کوفه و بصره، مردم را به نهضت و قیام و بیعت با خود دعوت میکرد، و مردم گروه گروه به محل سکونت وی میرفتند و با او بیعت میکردند و دست وی را به عنوان کمک و پشتیبانی او میفشردند. [۶۱] البته بیعت با احتیاط و مخفیانه صورت میگرفت [۶۲] چند نفر از طرف زید مامور بودند که نام هم پیمانان را بنویسند و در مدت کوتاهی تعداد این گروه به ۱۵ هزار نفر فقط از کوفیان افزایش یافت [۶۳] [ویرایش] ازدواج در کوفهدر تاریخ طبری میگوید: زید در ایام اقامت خود در کوفه دختر یعقوب بن عبداللّه سلمی و دختر عبداللّه بن ابی الغیس ازدی را به عقد خویش درآورد و علت آن این بود که این دو زن از خاندان شیعه و طرفدار اهل بیت بودند. [۶۴] [ویرایش] فرستادگان زید به شهرهازید بن علی علاوه بر کوفه که در آن عصر مرکز عراق بود به دیگر شهرها و بخشهای مهم عراق و حتی مراکز دور دست فرستادگانی گسیل داشت تا برای او از مردم بیعت بگیرند [۶۵]
[ویرایش] بزرگانی که به زید پیوستنددر میان بیعت کنندگان چهرههای برجسته و شخصیتهای معروفی بودند که دست زید را به عنوان یاری او و جهاد در راه خدا فشردند.
همچنین تعداد زیادی از سادات و فرزندان امامان نیز به وی پیوستند. [ویرایش] پشتیبانی ابوحنیفهابوحنیفه، امام فرقه حنفی است. او یکی از شاگردان زید بن علی بود و علوم و معارف اسلامی را به مدت بیش از دو سال در محضر زید در کوفه استفاده میکرد، و بعدا خود دارای رایی مستقل و مجزا از مکتب اهل بیت شد. زید نامهای را بوسیلهٔ فضل بن زبیر برای ابوحنیفه فرستاد و او را به کمک خود و جهاد بر ضد حکومت بنی امیه دعوت نمود. [۸۳] [ویرایش] تاریخ آغاز قیامزید بن علی تاریخ قیام را شب چهارشنبه اول صفر سال ۱۲۱ قمری قرار داده بود. امّا شهادت دو تن از یاران زید به دستور استاندار کوفه و احتمال حمله غافلگیرانه دشمن سبب شد که زید (علیه السلام) و یارانش زودتر دست به کار شوند و قبل از هجوم دشمن مواضع خود را مستحکم کنند و رسما آماده نبرد گردند. [۸۴] آنان هفت روز مانده به آخر محرم چهارشنبه، شب هنگام از شهر خارج شدند و خود را برای جنگ مهیا ساختند. البته نقل قولهای دیگری دربارهٔ تاریخ قیام وی هست ولی آنچه به نظر صحیح میرسد این است که زید و یارانش در همان شب چهارشنبه اول صفر برای نبرد خارج شده باشند چون طبق شهادت خود طبری و ابوالفرج اصفهانی، جنگ به طور رسمی روز چهارشنبه آغاز شد و سه روز ادامه یافت تا روز جمعه ۳ صفر که جناب زید بن علی به شهادت رسید. و جنگ پایان گرفت [۸۵] [ویرایش] خیانت مردم در کوفهتاریخ، خاطرهٔ بدی نسبت به خیانتهای مردم کوفه به خاندان پیامبر دارد. از آزار و ستمهایی که بر امیرالمومنین علی وارد ساختند تا خیانتهایی که به امام حسن و امام حسین مرتکب شدند. باز هم نسبت به فرزند آنها خیانت کردند و پیمان خویش را شکستند. در مقاتل الطالبین آمدهاست: «زید شب را به صبح رساند در حالی که تمام کسانی که به وی پیوستند در طول شب پیش، تنها ۲۱۸ تن پیادهٔ تیرانداز بودند! پس زید بن علی پرسید سبحان الله! پس بقیهٔ مردم کجا هستند؟ گفتند آنها را در مسجد محاصره کردهاند. زید گفت: نه به خدا این عذر پذیرفته شدهای نخواهد بود برای کسی که با ما بیعت کردهاست... [۸۶] [ویرایش] محاصره مردم در مسجدیوسف بن عمر به حکم بن صلت پیام داد که مردم کوفه را در مسجد محاصره کند و درهای مسجد و بازار را ببندد و از خانه هایشان برای آنان غذا ببرند تا اینکه کسی نتواند از چنگ ما فرار کند و به زید بپیوندد. و دستور داد موقعی که مردم در مسجد زندانی شدند مخفیگاه زید را محاصره کن و او را دستگیر نمایند و... [۸۷] [ویرایش] در جستجوی زیدماموران خانه به خانه به جستجوی زید (علیه السلام) پرداختند امّا اثری از وی نیافتند آنان خیال میکردند زید در خانه معاویة بن اسحق فرزند زید بن حارثه یکی از یاران وفادارش باشد امّا این خانه را هم گشتند و زید را نیافتند. زیرا آن شب زید و یارانش از شهر خارج شده بودند و در بیابان به سر بردند. به نقل تاریخ طبری و دیگر مورخین آن شب، شب چهارشنبه اول صفر بود، شبی سرد و طافت فرسا. از آن ۴۰ هزار نفری که با او بیعت کردهاند تنها ۲۱۸ تن به گرد او جمع شدند و همه خود را برای فردا و روز جنگ و شهادت آماده میکنند. [۸۸] [ویرایش] تعداد یاران زیددرباره عده یاران و طرفداران زید در روز قیام روایات مختلف است و سه قول در این زمینه نقل شدهاست :
[ویرایش] آغاز جنگروز چهارشنبه اول صفر سال ۱۲۱ قمری نخستین روز نبرد بین زید بن علی فرزند رسول خدا، با هشام بن عبدالملک اموی بود. صاحب «انساب الاشراف» درباره شجاعت زید و نبرد او میگوید: «مردم قهرمانی را به دلیری و بی باکی او ندیده بودند. [۹۲] در نامه دانشوران به نقل از مسعودی در «مروج الذهب» گوید: «چون میدان مقاتلت و بازار مجادلت گرم شد زید بن علی (علیه السلام) مانند شیر غران و پیل دمان و نهنگ جوشان چنگ درانداخت و جنگ درافکند و از یمین و یسار مرد و مرکب به خاک و خون نگونسار کرد». [ویرایش] شهادت زید بن علیدر ساعات پایانی روز پنجشنبه که دومین روز جنگ زید و یاران فداکارش بود بسیاری از آنها به خاک و خون غلطیده بودند اما ناگهان ورق برگشت و جناب زید و یارانش با یورشی سهماگین خود را به قلب سپاه امویان رساندند و آنان را تا محله «بنی سلیم» تعقیب کردند. «عباس بن سعد مزنی» فرمانده لشکر دشمن از یوسف کمک خواست و او عدهای از تیراندازان ماهر را به حمایت آنان فرستاد. درست هنگام غروب آفتاب ناگهان تیری به طرف چپ پیشانی جناب زید اصابت کرد و شدت آن بحدی بود که تا انتها در پیشانی او فرو رفت [۹۳] این تیر را یکی از غلامان نابکار یوسف بن عمر به نام «راشد» انداخته بود. برخی هم گفتهاند که «سلیمان بن کیسان کلبی» آن را رها کرده بود. چون تیر به پیشانی جناب زید اصابت کرده و نزدیک بود از اسب سقوط کند فریاد زد: «کجاست آن کسی که راجع به ابوبکر و عمر از من پرسش میکرد. آنان مرا به این روز و حال کشاندند. [۹۴] همچنین نقل کردهاند که یک وقت از حضرتش پرسیدند، چه کسی حسین بن علی را در کربلا شهید کرد؟! زید در پاسخ فرمود: حسین (علیه السلام) را «سقیفه بنی ساعده» شهید کردند [۹۵] یاران جناب زید بدن پاک وی را که از اسب به زمین افتاده بود را از میدان نبرد دور کردند. و او را برای معالجه و استراحت به خانه یکی از اصحابش به نام «حران بن ابی کریمة» در قسمت بازار نزدیک «سکة البرید» بردند. [۹۶] برخی هم گویند، او را به خانهای به نام (دارالحوارین) در نزدیکی سبخه حمل کردند [۹۷] در این حال یحیی بن زید فرزند رشید جناب زید وارد شد و خود را به روی پدر افکند، و با چشمانی گریان گفت : پدر تو را بشارت باد که به زودی به دیدار رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) خواهی شتافت. زید در اینجا به فرزندش سفارش میکند که راه وی را ادامه بدهد... برای مداوای وی پزشکی را آوردند ولی پزشک گفت اگر تیر را بیرون بیاوریم وی جان به در نمیبرد. زید فرمود: مرگ برای آسان تر است از این حالتی که در آن هستم. پس طبیب با کلبتین (انبری که با آن دندان میکشند)، تیر را از پیشانی او بیرون کشید. همان لحظهای که تیر را بیرون کشیدند او هم جان را به جانان تسلیم کرد. [۹۸] [ویرایش] تاریخ شهادتشهادت جناب زید در روز جمعه سال ۱۲۱ قمری است. وی در آن هنگام ۴۲ سال داشت. [۹۹] [ویرایش] رویدادهای پس از شهادتامویان پس از جنگ بر کوفه مسلط شدند و تلاش زیادی میکردند تا بدن زید را یافته و سر آن را جدا کنند و برای خلیفه بفرستند. [ویرایش] دفن بدنیاران زید برای اینکه بدن به دست آنها نیافتد به دنبال راهی بودند بعضی گفتند: زره آهنین را به تن او میپوشانیم تا بدن سنگین شود، آنگاه آن را به امواج آبهای فرات میسپاریم تا به قعر آب فرو رود. برخی دیگر گفتند بهتر است که سر او را از بدنش جدا سازیم تا شناخته نشود و بدن را میان دیگر شهداء رها سازیم. امّا یحیی بن زید این نظر را رد کرد. دیگری گفت : بهتر است بدن را تا «عباسیه» ببریم و در آنجا دفنش کنیم، این سخن پذیرفته شد، و همه تصمیم گرفتند از تاریکی همان شب استفاده کنند و بی صدا بدن را دفن کنند [۱۰۰] آنان بدن را به آرامی کنار جوی آبی بردند و آب را بستند و در وسط جوی قبری حفر کردند و پس از دفن بدن و خاک ریزی روی آن، آب را از روی آن عبور دادند تا دشمن به هیچ وجه متوجه بدن نگردد [۱۰۱] [ویرایش] یافتن قبر زیددر هنگام دفن یک غلام جوان، جاسوس و فرومایه ناظر دفن کردن بدن بود و او به طمع جایزه صبح زود نزد حکم بن صلت رئیس شرطه کوفه و معاون یوسف بن عمر رفت و سرگذشت دفن بدن را گزارش داد و دشمن را به محل قبر راهنمایی کرد. [۱۰۲] یوسف بن عمر، دستور داد یکی از نزدیکانش به نام (خراش بن حوشب) با دیگری قبر را نبش کردند و جسد مقدس را بیرون آوردند حجاج بن قاسم بدن زید را با ریسمانی روی شتر بسته به دارالعماره برد. نصر بن قابوس میگوید: من دیدم بدن زید را که بر شتری حمل میکردند و آن را با طنابی بسته بودند و به تن او یک پیراهن زرد رنگ هروی (هراتی) بود، آنگاه بدن را در کنار در قصر پائین انداختند بدن زید همانند کوه بر زمین قرار گرفت. آنگاه یوسف بن عمر دستور داد سر زید را از بدنش جدا ساختند و آن را برای هشام بن عبدالملک به شام فرستادند آنگاه بدن زید را در کنار بدن یاران دیگرش در کنار کوفه به دار زدند. [۱۰۳] پس از اینکه جسد زید و چند تن از یارانش را به دار زدند یوسف بن عمر، چند نفر نگهبان کنار دار گماشت تا شبانه روز مراقب بدن باشند، مبادا کسی شبانه آن را برباید و دفن کند. [ویرایش] کرامات زید بن علی
چونکه امام صادق شنید این شاعر اموی این طور گفته سخت منقلب شد. امام در حالی که دستهایش از شدت ناراحتی میلرزید، به آسمان بلند کرد و عرض کرد پروردگارا، اگر گوینده این دو شعر دروغگو است، کلب خود را بر وی مسلط کن، و دعای امام مستجاب شد، و موقعی این شاعر بی ایمان عازم کوفه بود، در بین راه شیری به او حمله ور شد و وی را از پای درآورد. و موقعی این خبر به امام صادق رسید، امام به سجده افتاد و گفت:«سپاس خدایی را که به وعده خود وفا کرد.» [۱۰۵]
این مرد همین که خواست دست خود را از چوبه دار بردارد درد شدیدی دست او را فرا گرفت و گویند به مرض (آکله) دچار شد و همهٔ بدن او را گرفت تا مُرد.
و نیز در «الحدائق الوردیة» آمده که : شخصی دست خود را روی چوبه دار زید گذاشت و گفت : «این است کیفر فاسق فرزند فاسق» برای این جسارت خداوند آن انگشتهای دست او را که روی چوبه دار بود به کف دستش فرو برد. [۱۰۸]
[ویرایش] بدن زید را آتش زدندبنی امیه برای آنکه حیثیت از دست رفتهٔ خود را باز یابند و برای ترساندن مردم، بدن زید بن علی را مدتها بر چوبهٔ دار باقی گذاردند. سخنان در این باره بسیار است. از سخنان محدثین و تاریخ نویسان ۶ گفته بدست میآید که از یک سال و چند ماه آغاز شده و به شش سال هم میرسد. امّا آنچه از کتب معتبر تاریخی و حدیثی به دست میآید چهار سال بدن زید بالای دار بود. در سال ۱۲۵ قمری «ولید بن یزید» که به (فرعون امت) مشهور بود به یوسف بن عمر استاندار عراق نامهای نوشت و دستور داد بدن زید را آتش بزنند. او هم مرد بدکاری به نام «خراش بن حوشب» را مامور ساخت تا بدن زید را از دار پائین آورد و آن را بسوزاند و خاکسترش را با قایقی به رود فرات ریخت. آنگاه آن هتاک مردم را مخاطب خویش قرار داد و گفت : ای اهل کوفه، به خدا سوگند من این کار را کردم تا ذرات بدن او را همراه آب و نانتان بخورید. [۱۱۶] [ویرایش] سر زید را به شام فرستادندیوسف بن عمر استاندار عراق، سر مقدس زید را قبل از دار زدن از بدن جدا کرد (و بعضی گویند با سرهای چند تن از اصحاب زید (علیه السلام)، برای خلیفه غاصب اموی، هشام بن عبدالملک به شام فرستاد، هشام به آن کس که حامل سر زید (علیه السلام) بود، ده هزار درهم جایزه داد. آنگاه دستور داد سر مبارک زید را در دروازه شام بر بلندی نصب کنند به طوری که نظر عابرین را به خود جلب نماید [۱۱۷] ابن ابی الحدید معتزلی در ذکر جنایات بنی امیه میگوید: شما قبر زید را نبش کردید و جسد مطهر او را برهنه به دار زدید و سر مقدس او را کنار مسند خویش قرار دادید تا اینکه خروس به آن منقار زند. [۱۱۸] [ویرایش] سر زید بن علی در مدینههشام بعد از مدتی سر زید را برای «محمّد بن ابراهیم بن هشام» والی خود در مدینه فرستاد. [۱۱۹] گویند وی قبل از هر چیز دستور داد سر زید را به خانه خواهرش زینب ببرند و آن را به دامن او بیفکنند آنگاه سر را برگردانند. [۱۲۰] آنگاه یک شبانه روز سر مبارک زید را نزدیک قبر مقدس پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) نصب کرد. [۱۲۱] [ویرایش] سر زید بن علی در مصروالی مدینه باز وحشت داشت مبادا شورشی شود، سر را به دستور هشام به مصر فرستاد و آن را در مسجد جامع مصر نصب نمودند. [۱۲۲] کندی در کتاب «الامراء» مینویسد: «در سال ۱۲۲ قمری روز یکشنبه دهم جمادی الاخر ابوالحکم بن ابی الابیض قیسی والی مصر، سر زید را به مسجد آورد و آن را در مقابل دیدگان مردم نصب نمود و سخنرانی کرد.» امّا مردم رشید مصر آن سر را شبانه دزدیدند و در مسجدی به نام «محرس الحضی» با احترام دفن نمودند [۱۲۳] مصریان سر زید را در محراب مسجد دفن کردند و آنجا را زیارتگاه خویش قرار دادند مردم کم و بیش از محل دفن سر آگاه شده و به آنجا میرفتند و به عبادت و دعا میپرداختند. و این جایگاه مقدس را در سال ۵۲۵ قمری به دستور «امیر افضل» برای پیدا کردن سر زید خراب کردند و به جستجو پرداختند تا آنکه سر را در محراب مسجد یافتند. «فخر الدین ابوالفتوح زیدی» در آن عصر خطیب و پیشوای مصر بود و از جمله کسانی بود که سر مقدس زید را زیارت نمود، معروف است که وی اثری به اندازه یک درهم در پیشانی زید مشاهده کرد (گویا این اثر تیری بود که در جنگ به پیشانی او اصابت نمود و یا آنکه اثر سجده او بودهاست که در روایتی به آن اشاره شد) خطیب مصر سر را خوشبو و معطر ساخت و آن را به منزل خویش برد. و پس از تعمیر مسجد آن را به محل خود برگردانده و در آنجا دفن نمود و هم اکنون این محل مقدس در محراب مسجد زیارتگاه مردم خوش طینت مصر است و مردم همه هفته یک شنبهها شب و روز به آنجا میروند و زیارت میکنند و همیشه زائرینی خوش دل در این جایگاه مقدس به یاد قهرمانی با فضیلت و نمونه اشک میریزند و درود میفرستند. [۱۲۴] [ویرایش] زیارتگاه زیدبرای زید شهید دو زیارتگاه است که سالانه جمعیت زیادی از شیعیان و علاقه مندان به خاندان پیامبر به آنجا میروند. یکی در مصر که سر آن جناب در آنجا دفن شدهاست و دیگری در عراق است و در کُناسه کوفهاست. آنجا همان مکانی که بدن زید را به دار زدند و سپس آن را آتش زدند، علامه بزرگ قزوینی در کتاب «فلک النجاة» میگوید: «مشهدی که فعلا محل زیارتگاه زید است، محل دار زدن و سوزاندن بدن مقدس زید (علیه السلام) میباشد. [۱۲۵] علامه حرزالدین در کتاب «مراقد المعارف» میگوید: «زیارتگاه زید در حدود دو فرسخی جنوب شرقی قریه (کفل) است [۱۲۶] و این قول را دیگران نیز تاءیید کردهاند. [ویرایش] زید مدعی امامت نبوددر اینجا مناسب است نظرات علما و بزرگان را در این باره نقل کنیم :
باز مرحوم خزاز قمی در مقام دفاع چنین ادامه میدهد: قیام زید بن علی به خاطر امر به معروف و نهی از منکر بود نه بر سبیل مخالفت با برادرزاده اش، امام صادق (علیه السلام)، ولی اختلاف از ناحیه مردم شروع شد، چون زید قیام کرد ولی جعفر بن محمّد قیام نکرد، عدهای خیال کردند، سکوت امام صادق (علیه السلام) در مقابل خروج زید مخالفت حضرت با وی است و چون با او همکاری نکرد، گفتند پس امام با راه او موافق نیست و حال آنکه این خود یک نوع سیاست و تاکتیک سیاسی و عاقلانهای بود. و موقعی چنین پیش آمد زیدیه (پیروان زید) گمان کردند امام کسی است که حتما باید با سلاح قیام کنند نه آنکه در خانه اش بنشیند و پرده را بیفکند و در خانه را بر خود ببندد. این دو جهت (قیام زید و سکوت امام) سبب اختلاف بین مردم شد. امّا بین امام صادق (علیه السلام) و زید هیچگونه اختلافی نبود و دلیل بر صحت قول امام این است که، خود زید (علیه السلام) میفرمود: هر کس طرفدار علم است به نزد برادرزادهام امام صادق (علیه السلام) برود و هر کس طرفدار شمشیر، به نزد من بیاید، و اگر او برای خودش ادعای امامت داشت علم که خود عالیترین کمال است از خود نفی نمیکرد، چون معلوم است امام باید از دیگران اعلم و برتر باشد.
[ویرایش] اعتراف زید بن علی
[ویرایش] بررسی روایات نکوهشاز آغاز که امامت زید بن علی به وسیلهٔ برخی تبلیغ میشد، علمای بزرگ شیعه، با سند و مدارک بسیار این عقیدهٔ باطل را رد کردند. اما روایتهای ضعیفی وجود دارد که امامان معصوم، زید بن علی را نکوهش کرده و از او خرده میگیرند که البته همهٔ این روایتها به وسیلهٔ بزرگان علم حدیث، مورد جرح و تعدیل قرار گرفته و مشخص شده که
[ویرایش] علمای شیعه و زیدبزرگانی از علمای شیعه که در عظمت زید و حقانیت نهضت او سخن گفتهاند:
[ویرایش] نظر برخی از بزرگان شیعه
«زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام) که شیخ توسی او را از جمله اصحاب امام باقر و امام صادق یاد نمودهاست و شیخ مفید در کتاب «ارشاد» او را به نحو شایستهای ستایش کردهاست و در احادیث، مدح و ستایش فراوانی دارد. [۱۳۷]
«پس بدان که اخبار در حالات زید (علیه السلام) مختلف است دستهای از آن بر نکوهش او بلکه بر کفرش دلالت دارد. چون دلالت بر این دارد که وی ادعای امامت کرد و ائمه حق را انکار نمود و این موجب کفر است... امّا اکثر این روایات دلالت دارد که وی مورد مدح و ثناء است و او مدعی امامت برای خویش نبود، و به امامت امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) اعتراف داشت و همانا، قیام او به خاطر خونخواهی حسین (علیه السلام) و امر به معروف و نهی از منکر بود. [۱۳۸]
«زید بن علی در راه امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد نه از راه مخالفت با فرزند برادرش امام باقر (علیه السلام) و اختلاف نظر از ناحیه مردم پیدا شد و علت آن این بود که هنگامی زید (علیه السلام) قیام کرد امام صادق با او همگام نشد، لذا جمعی از شیعیان خیال کردند که شرکت نکردن علنی امام در نهضت بعلت مخالفت حضرت با زید بودهاست و حال آنکه، این سیاست خود، یک نوع تدبیر و تاکتیک سیاسی و نقشه جالبی بودهاست.
«همانا زید (رحمت خدا بر او باد) در عالیترین مرتبه خشنودی ائمه طاهرین (علیهم السلام) قرار دارد و او از با اخلاص ترین مؤ منان بود و به درستی که وی از عزیزان و کم نظیران نزد ائمه معصومین (علیهم السلام) به شمار میآمد. او از با اخلاص ترین مؤ منان بود و به درستی که وی از عزیزان و کم نظیران نزد ائمه معصومین (علیهم السلام) به شمار میآمد. همچنین در حق و مدح او و اندوه بر وی و بر آنچه برایش پیش آمد (در غیر این حدیث) از ناحیه اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) احادیث فراوانی که رسیدهاست و شکی نیست که از ناحیه امام (علیه السلام) نهی صریح از قیام او نبودهاست همانگونه که اخباری دلالت دارد که وی مورد ستایش و خشنودی آنان بودهاست و او قیام نکرد مگر به خاطر ستمها و زورگوئیهایی که از جنایتکاران بنی امیه به او رسید. تردیدی نیست که قصد و نیت او در نهضتش این بود که اگر پیروز میشد. حق را به صاحبان واقعی آن بر میگرداند (و حکومت را به امام معصوم میسپرد). و اخباری در این زمینه دلالت دارد که کار وی مورد خشنودی ائمه (علیهم السلام) بود.و همانا امام صادق (علیه السلام) او را از قیام منع نکرد، با وجود آنکه امام میدانست که کار او به اتمام نمیرسد و کشته میشود چون ائمه (علیهم السلام) آنچه برای آنان و فرزندان پیش آید و مقدر شده باشد میدانند. زیرا علم «ما کان و ما یکون» (گذشته و آینده) نزد آنهاست و به این مطلب واقفند که از مقدرات الهی که برایشان معین شده راه گریزی نیست، پس در این امور منع و جلوگیری بی فایدهاست... [۱۳۹]
|