بحث کاربر:Dreamfall/زمستان ۱۳۸۶

فهرست مندرجات

[ویرایش] ؟

متولد ماه مهر؟ مثل خودم؟! • Яohan ب ۳ دی ۱۳۸۶، ‏۱۱:۳۱(UTC) آری!سقوط رؤیا ‏۲۴ دسامبر ۲۰۰۷، ساعت ۱۱:۳۸ (UTC)

[ویرایش] ارقام فارسی

با تشکر از مقاله‌های خوب موسیقی شما، اگر همت کنید و ارقام را هم به فارسی تایپ کنید (مثلا با برنامه traylayout) نورعلی‌نور می‌شود. جازم ‏۲۶ دسامبر ۲۰۰۷، ساعت ۰۶:۲۲ (UTC)

[ویرایش] Nightwish

گفتم شاید خوشتان بیاید... [1] -- میثمψ ‏ ‏۲ ژانویهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۲۱:۳۳ (UTC)

درود. پیشتر هم فکر کنم از وبلاگ شما دیدن کرده بودم. و البته خوشم آمده بود. شعر رؤیایی و خوبی بود. ممنون. سقوط رؤیا ‏۲ ژانویهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۲۱:۴۱ (UTC)

[ویرایش] تشکر

سلام. آنقدر خوب نوشته شده که... متشکرم • Яohaŋ ٭۱۶ دی ۱۳۸۶، ‏۱۱:۵۵(UTC)

لطفاً از به کار بردن «حضرت» و «(ع)» در نوشتارها پرهیز کنید. به‌آفرید ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۰۹:۲۹ (UTC)

[ویرایش] الگو

در این ویرایش شما قسمت نقش های برجسته را حذف کردید. لطفا درستش کنید چون در مقاله‌ها قبلا به کار رفته. --مصفا ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۲:۳۵ (UTC)

[ویرایش]  :)

سلاااام. می‌بینم که برگشتید! با جلوه‌ای تازه • Яohaŋ ٭۵ بهمن ۱۳۸۶، ‏۰۵:۲۶(UTC)

[ویرایش]  :(

  • سلام. امیدوارم آنچه نوشتید واقع نشود: مگه ما میون هزارون تا کاربر چندتا مقاله نویس مث شما داریم؟ (که شما هم برید) این چندمین کاربر خوبی است که داریم از دست میدیم. با این حال امید دارم دیگه واژه هرگز را به کار نبرید.
  • به هر حال ترجیح دادم به جای پاسخ در بحث شلوغ خودم، در اینجا جوابتان را بدهم:
هر از گاهی‌ در رویارویی‌ با
سختی‌های‌ بزرگ‌ زنده‌گی‌
مجبور به‌ از دست‌ دادن‌ِ
چیزهای‌ آشنا وُ عزیز می‌شوی‌!
یا مجبوری‌ ترک‌ بگویی‌،
بی‌که‌ چیزی‌ تازه‌ را
به‌ دست‌ آری‌!
  • این گذشته‌ها بود. برای اینکه:
هر رها ساختنی‌ در زنده‌گی‌،
به‌ مرگ‌ِ کوچکی‌ می‌ماند!
آمادگی‌ برای‌،
رها ساختن‌ِ بزرگ‌ِ واپسین‌!
گذشته‌ را رها نکردن‌ُ
نگریستن‌ِ پُشت‌ِ سَر
ایستادن‌ُ
منجمد شُدن‌،
یا
هماره‌ به‌ راه‌ بودن‌،
روزی‌ را به‌ آخر رساندن‌ُ
روزِ دیگری‌ را آغازیدن‌!

به امید مشارکت‌های بیشتر کسانی چون شما • Яohaŋ ٭۱۳ بهمن ۱۳۸۶، ‏۱۱:۰۷(UTC)

[ویرایش] (~~>.<~~)

ممنون از لطف شما. که همیشه بوده. به هر صورت هر آمدنی را رفتنی است و من هم آن‌چنان کاربر خوبی نبودم. امیدوارم که در تک‌تک لحظات زندگی موفق باشید و آن سوی نامرئی مخفی نمانید و جامعه را به سوی تعالی پیش برید. این‌که چرا می‌روم آن‌چنان دلیل گسترده‌ای دارد که ممکن است مرا بار دیگر از لحاظ منطقی به جوش آورد! به قول چند نفر

Looking beyond the embers of bridges glowing behind us
To a glimpse of how green it was on the other side
Steps taken forwards but sleepwalking back again
Dragged by force of some inner tide

خدانگهدار (گفته بودید که خداحافظی هرگز اما این‌یکی خدانگهدار بود!‎(^L^)‎) سقوط رؤیا ‏۲ فوریهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۶:۰۲ (UTC)

[ویرایش] عالیست!

چقدر خوب شد! بازگشتید؟ چقدر حیفیم می‌آمد چنین الگویی بهار نداشته باشد. بمانید تا بهار هم بهش اضافه شود ‏• Яohaŋ ٭ ۱۴ اسفند ۱۳۸۶، ‏۱۳:۰۲(UTC)


من هم خوشحالم که بازگشتید♦ مرد تنها ♦ ب ‏۵ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۰۵ (UTC)
من هم خوشحالم :) --Taranet ‏۱۱ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۵۵ (UTC)

[ویرایش] سفارش

مثل اینکه راستی راستی برگشتید. به عنوان یک پیشنهاد: بعد از دایدو سری به en:30 Minutes و en:How Soon Is Now? و هنرمندانش بزنید. اگر هم آنوقت نشد، بعدها حتماً باید دست به کار شویم! ‏• Яohaŋ ٭ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶، ‏۱۳:۱۰(UTC)

و در مورد هاو سون ایز ناو؟ coverاش را می‌گویید؟سقوط رؤیا ‏۱۱ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۲۰ (UTC)
نه! عنصر مشترک بین هر دو میوزیک منظور است. بخصوص اینها ‏• Яohaŋ ٭ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶، ‏۱۳:۲۲(UTC)
نفهمیدم! (یه نفر دست مرا از ! نوشتن بگیرد!). conceptاش را می‌گویید؟ به هر صورت از نوشتن هرگونه مقاله با محوریت آن دو نفر معذوریم! ولی smithsاش خوب است. خوب بود یادم انداختید مقالهٔ Concept Album را شروع کنم.سقوط رؤیا ‏۱۱ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۳۰ (UTC)
و نیز Cover Version.سقوط رؤیا ‏۱۱ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۴۴ (UTC)
یاد فیلم دهکده افتادم: Those we don't speak of!- مثل این‌که نیاز به یک ! شناس دارم.سقوط رؤیا ‏۱۱ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۵۹ (UTC)
من هم یاد !!!! ‏• Яohaŋ ٭ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶، ‏۱۴:۰۸(UTC)
  • می‌روم.سقوط رؤیا ‏۱۱ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۲۰:۰۰ (UTC)
کجا؟ ‏• Яohaŋ ٭ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶، ‏۲۰:۰۶(UTC)

فکر کنم حذف به قرینهٔ جمله‌ام خیلی زیاد بود. به آن مقالات.سقوط رؤیا ‏۱۱ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۲۰:۰۸ (UTC)

 :) بله. و فاصله زمانی. ذهن من بکلی دور بود ‏• Яohaŋ ٭ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶، ‏۲۰:۱۰(UTC)
  • ممنوووووون! نگفتم به این زودی. گفتم بعد از بقیه. بازهم متشکرم ‏• Яohaŋ ٭ ۲۰ اسفند ۱۳۸۶، ‏۲۰:۵۷(UTC)

[ویرایش] میوز

تشکر از تصحیح‌های میوز. کی‌بورد رو داشتم می‌رفتم درست کنم که شما کردید، گیتار بیس رو هم از اونجایی که تو ایران خیلی‌ها می‌گن باس، گفتم شاید صفحه‌ی ویکیش هم به همین اسم باشه و هنوز درصدد تصحیح برنیومده بودم که شما تذکر دادید :دی خلاصه چاکریم.Farbud ‏۱۴ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۲۲:۰۵ (UTC)

باس در فارسي معمول‌تر است ‏• Яohaŋ ٭ ۲۳ اسفند ۱۳۸۶، ‏۲۲:۰۷(UTC)
مطمئنید؟ باس که در فارسی زیاد می‌گویند اما این‌که چند نفر در طول سال از گیتار بیس (واژه‌اش) استفاده می‌کنند، باز هم مطمئنید؟ البته زیاد آسیبی هم به فارسی که وارد نمی‌شود (تا حالا توجه کرده‌اید این ضرب‌المثل‌های فارسی چه‌قدر تناقض دارند مثلاً با یک گل بهار نمی‌شود در مقابل کاچی به از هیچی.)سقوط رؤیا ‏۱۴ مارس ۲۰۰۸، ساعت ۲۲:۱۱ (UTC)

system wymiany linków system wymiany linków system wymiany linków tanie kredyty gotówkowe kreatyna Plaza 3 star hotel Los Angeles krynica noclegi Sejm Tyk